شيخ ذبيح الله محلاتى
278
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
على در برابر تو نشسته باشد و با تو طريق مجادله و معادات سپرد فرمان كن تا با تيغ سرش را برگيرم امام حسن و امام حسين ايستاده بودند چون اين كلمات استماع نمودند صدا را بگريه بلند كردند و سخت بگريستهاند امير المؤمنين آنها را به سينه چسبانيد فرمودند آسودهخاطر باشيد و گريه نكنيد پسر خطاب قادر بر قتل پدر شما نيست ام ايمن حاضنهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حاضر بود از اين كلمات آشفتهخاطر گشت فرياد برداشت و فرمود اى ابا بكر چقدر زود بود كه حسد و نفاق خود را ظاهر كرديد و بر ابن عم رسول خدا ظلم كرديد عمر گفت ما را با زنان و زنان را با ما چه كار است حكم داد تا ام ايمن را زدند و از مسجد بيرون كردند اين وقت بريدهء اسلمي برخواست و فرمود اى عمر بر برادر رسول خدا جسارت مىكنى و با او خشونت مىنمائى و حال آنكه ما ترا و حسب و نسب ترا خوب مىشناسيم در قريش آيا شما نبوديد در روز غدير خم كه رسول خدا به تو و ابى بكر فرمود برويد بر على سلام كنيد بامارت مؤمنان يعنى بگوئيد السلام عليك يا امير المؤمنين و تو و ابو بكر گفتيد اين فرمان از شما است يا از جانب خداست حضرت فرمود از جانب خداست ابو بكر گفت اى بريده راست مىگويى و ليكن رسول خدا از پس آن فرمود لا تجتمع لاهل بيتى الخلافة و النبوة بريده گفت به خدا قسم هرگز رسول خدا چنين سخنى نفرموده و سوگند با خداى در شهرى كه تو امير باشى نمانم عمر فرمان كرد تا او را بزدند و از مسجد بيرون كردند آنگاه روى با امير المؤمنين كرد و گفت يا على برخيز با ابو بكر بيعت كن قبل از اينكه سر از بدنت بردارم آن حضرت بقبر رسول خدا پناهنده شد و اين آيه را تلاوت كرد ( ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي ) و همى با نالههاى جگرخراش مىگفت وا جعفراه و لا جعفر لى اليوم وا حمزتاه و لا حمزة لى اليوم اين وقت خبر بعباس بن عبد المطلب دادند كه على پسر برادرت در زير شمشير نشسته عباس شتابزده دررسيد و بانگ برداشت كه با پسر برادرم رفق و مدارا كنيد بر من است كه او بيعت كند چون وارد شد دست آن حضرت را گرفت بىآنكه كف باز كند با دست ابو بكر مسح داد و ابو بكر به همين قانع شد اين وقت على را رها كردند